أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

162

تجارب الأمم ( فارسى )

حامد اجازت داد ، از خود به خوبى و به درازا ، دفاع كند ، تا آنكه يك جدول [ 1 ] از درون صندوقهاى غريب غلام حامد به دست ابن فرات افتاد . اين غلام فروشندهء غلات حامد در « فرضه [ 2 ] » بود . آن را به آگاهى حامد رسانده ، غريب را نيز بياوردند و درست بودن جدول را پذيرفت ، و اين ، پيآمد يك فراموشكارى از حامد بود ، او همه ساله جدولها و برنامه‌هاى كار خود را به آب دجله مىريخت . پيشآمد امسال از ياد او برد كه اين جدول را كه دربارها بسته شده بود از غلام بگيرد . بهاى گندمى كه در آن يك سال در آن جدول نوشته شده بود ، پانصد و چهل و اندى هزار دينار ، غير از جو چارپايان بود ، كه براى پايتخت فرستاده بود . پس آشكار شد كه سود آن پيمان از دو برابر افزون مىباشد ، و اينكه او نرخهاى سال بعد را كمتر نوشته ، و سالهاى پس از آن همگى بيش از آن است . پس استدلال ابن فرات ضد حامد راست آمد و دستنوشت دادرسان و دبيران و شفيع لؤلؤى بر درستى آن گرفته شد . ابن فرات * در بازپرسى نرم بود و بد نمىگفت ، و جز دليل محكوم كنندهء حامد نمىآورد و اجازه مىداد هر چه مىتواند ، به سود خود ، از آن دليل بيرون آورد . ولى

--> [ = ] چرا خودت پيمان مرا در دومين وزيرى خودت پذيرفتى ؟ ابن فرات گفت به همين دليل امير مؤمنان مرا به زندان افكند . حامد چند دليل كه داشت بياورد ، ابن فرات گفت : من صندوقهاى تو را گشتم و آنچه مىگوئى نيافتم ! اكنون دستور مىدهم بياورند و جستجو كنيم ! حامد گفت : جستجو ، پس از بازرسى وزير و باز كردن قفلها به دست نازوك ، چه سود دارد ؟ ابن فرات شرمگين شد و مردم از توانائى حامد در استدلال در شگفت شدند . نگارندهء تكمله مىافزايد : محمد بن عبد الله نصرانى پرده‌دار او و حسن بن على خصيب دبير او نيز هشتاد هزار دينار مصادره شدند . خصيب در بازپرسيها سخنانى بىپرده با حامد گفت كه هيچ دبير با صاحب ديوان نگفته است ، پس ابن فرات مال مصادرهء او را به دو پس داد . / / M چشم گير است كه چون نگارنده تكمله سنى است از حامد و مشكويهء گنوسيست از ابن فرات جانبدارى كرده‌اند . [ ( 1 - ) ] M . متن : اخرج اين الفرات عملا وجده فى صناديق . . . [ ( 2 - ) ] M : FOrza بندرى در كنار نهر فرات است ( منتهى الارب ) .